حسن حسن زاده آملى
14
مجموعه مقالات (فارسى)
به مثل ، جمعى براى زيارت بيت اللّه و انجام مراسم و مناسك حجّ به راه افتادند ، بعضى از آنان چنان شيفته و فريفتهء زرق و برق و زخارف دنيوى مادّى شهرهايى در اثناى راه شده است ، و چنان سرگرم به تماشا و تحصيل آنها گرديده است كه ديگران به مكّه رفتند و اعمال حج را بجا آوردند و برگشتند و با آن بعض شكار شدهء زخارف مادّى ، در مراجعت ملاقات كردهاند ، از آنان مىپرسد شما كجا بودهايد ؟ اينان در جواب مىگويند : ما به مكّه رفتيم و اعمال حج را انجام داديم و موسم حج را گذرانديم و به سوى ديار خود مراجعت كرديم ، تو در اين مدّت كجا بودى ؟ چه چيز پاى بندت شده است ، كه اين قدر معطّل ماندهاى ؟ چه چيز شكارت كرده است كه از هدف اين چنين غافل شدهاى و خود را فراموش كردهاى . تمام فتنه و فسادها از چنين آدمهاى غافل بروز و ظهور مىكند . دنيا آدم را از ياد خدا فراموشى مىدهد . و انسان غافل از خدا ، به هر منكر و فحشائى ، و به هر فتنه و فسادى تن در مىدهد و از هيچ ناشايستى ابا نمىكند . مىبينيد كه كعبهء عاشقين ، جناب امام سيد الشهداء عليه السلام ، وقتى در كربلاء ، فرزندش امام سجاد عليه السلام از او پرسيد : كار شما و اين مردم به كجا كشيد ؟ در جوابش فرمود : « اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطانُ فَأَنْساهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ . . . » « 4 » شيطان آنان را چنان شكار كرده است ، و چشم و گوش و دلشان را به دهن كشيده است كه آنها را از خدايشان و از خودشان فراموشى داده است ، « وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ » . « 5 » آدمى كه خودش را فراموش كرد ، نمىگويد كه من كيستم ، و به فكر اين نيست كه كجائى است و از كجا آمده است ، و به كجا مىرود ، و مسافر به سوى كمال مطلق است . آنچنان در غفلت فرو رفته است كه روى رستگارى براى او نيست ، موفق به توبه نمىشود ، و به تسويف ؛ يعنى امروز و فردا
--> ( 4 ) . مجادله / 20 . ( 5 ) . حشر / 20 .